سديد الدين محمد عوفى
83
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
در آن حلم و درين ادب « 1 » تفكر كند داند كه ميان اخلاق خلايق چند تفاوت است و چندانكه « 2 » ارزاق بندگان به قسمت آفريده « 3 » است اخلاق ايشان هم در ازل مقسوم « 4 » است چنان كه رسول صلى اللّه عليه و سلم فرمود انّ اللّه تعالى قسّم بينكم اخلاقكم كما قسّم بينكم « 5 » ارزاقكم . [ اعرابئى از انصار به احمد ابى خالد گفت خداى تعالى ترا خلقى داده است كه مصطفى ص را نداده بود ] حكايت ( 7 ) گويند روزى در ايام وزارت احمد ابى « 6 » خالد احول ، اعرابيى از انصار به خدمت او آمد و مصلحتى عرضه داشت و احمد ابى خالد مردى تنگ خوى بود و زودسير « 7 » ، اعرابى در سخن اطنابى نمود وزير در خشم شد « 8 » و بانگ بر وى زد . اعرابى گفت : خداى يار وزير باد كه « 9 » حق تعالى او را خلقى داده است كه مصطفى « 10 » عليه السلام « 11 » را نداده بود احمد گفت : اى اعرابى چرا دروغ مىگويى « 12 » ؟ گفت : راست مىگويم خداى ترا خوى بد داده است و رسول عليه السلام را « 13 » خوى خوش داده بود چنان كه فرمود : و انّك لعلى خلق عظيم . ترا چيزى داده است « 14 » كه او را نداده بود « 15 » احمد ابو خالد « 16 » بخنديد و او را مراعات كرد و عذر خواست و بعد از آن هيچكس را نرنجانيد و جز به لطف با خلق زندگانى نكردى « 17 » و السلام . [ زرگرى نگين ياقوت قيمتى مأمون را شكست و خليفه او را عفو كرد ] حكايت ( 8 ) محمد بن داود جرّاح مىگويد روزى به نزديك حسن مخلّد
--> ( 1 ) مج . تهور . ( 2 ) مپ 2 : چنانكه ، مج : چنان ( 3 ) مج : آفريدگار . ( 4 ) متن : مقسم . ( 5 ) مج - بينكم . ( 6 ) متن : ابو . ( 7 ) مج : مردى تنگخوى و زود خشم بود . ( 8 ) مج - اعرابى در . . . . خشم شد . ( 9 ) مپ 2 - كه . ( 10 ) متن - را . ( 11 ) مپ 2 و مج - عليه السلام . ( 12 ) مپ 2 : چه مىگويى ، مج : كفر چرا مىگويى ( 13 ) متن و مپ 2 - را . ( 14 ) مپ 2 : + داد . ( 15 ) مپ 2 : انداد . ( 16 ) مج - ابو خالد . ( 17 ) مپ 2 : و به لطف با خلق زندگانى كردى ، مج : نكرد .